شيخ ذبيح الله محلاتى

249

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

پس خديجه درآمد و در مقابل رسول خدا وقوف يافت زنان آن تاج كه بر سر او بود برگرفتند و بر سر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نهادند و دفها بنواختند و با خديجه بگفتند بدان رسيدى كه هيچ‌يك از زنان عرب و عجم نرسيد فهنيئا لك . پس در جلوهء سوم خديجه جامه اصفر در بر كرد و بجواهر گوناگون پيرايه ساخت و تاجى مرصع بجواهر شاداب بر سر نهاد كه از لمعان آن ياقوت كه در ميان داشت تمامت آن موضع و مسكن روشن شد و همچنان صفيه در پيش روى او همىرفت و اين اشعارها را انشا مىنمود . اخذ الشوق موثقات الفؤادى * و الفت السهاد بعد الرقاد فليالى التقى بنور التدانى * مشرقات خلاف طول البعاد فزت بالفتح يا خديجة ان * نلت من مصطفى عظيم الوداد فغدا شكره على الناس فرضا * شاملا كل حاضرتم باد كبر الناس و الملائك جمعا * جبرئيل لدى السمأ ينادى فزت يا احمد بكل الامانى * فنحى اللّه عنك اهل العناد فعليك السلام ما سرت العيس * و حطت لثفلها فى البلاد * در اين نوبت خديجه نزد رسول خدا بنشست و نسوان عرب بجملگى بيرون شدند و ما دام كه خديجه در سراى رسول خدا بود پاس حشمت او بداشت و زنى ديگر در سراى نياورد . بعثت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و تسليت دادن خديجه آن حضرت را مكشوف باد كه چون خديجه كبرى آيات عجيبه از رسول خدا قبل البعثه ديده بود ايمان به آن حضرت آورده بود و قبل البعثه تصديق آن حضرت نموده بود تا حدى كه هنگام بعثت خديجهء كبرى همى آن حضرت را تسلى مىداد روزى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمودند اى خديجة شخصى را مىنگرم كه پاى در زمين و سر به آسمان دارد آيا تو او را نگران باشى خديجه عرض كرد كه من او را مشاهده نكنم .